تضادها و بحران های بی انتها وبی سرانجام مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

تضادها و بحران های بی انتها وبی سرانجام مجاهدین خلق (فرقه رجوی)
سالهاست که مسعود و مریم رجوی اعضای خود را نه به روش های سیاسی بلکه عمیقا با روش های روانشناسی و کنترل ذهن که در فرقه های خطرناک سیاسی و مذهبی رایج است ، به پیش میبرند

از زمانی که مجاهدین خلق به عنوان یک جریان سیاسی در تاریخ این سرزمین متولد شدند و تا زمانی که با حضور در خاک عراق به عنوان دشمن ایران و ایرانی قبای یک سکت تمام عیار را بر تن کرده و تا هم امروز بحران های زیادی را از سر گذرانده و بحران های جدید تری را نیز پیش رو دارند.

جریانی که با دیگر دیسی غیر قابل وصفی و با اشتباهات پی درپی سیاسی و نظامی طعم تلخ یک شکست استراتژیک که همانا خروج از عراق بود را چشیده است .

اکنون سازمان مجاهدین با چه بحران هایی روبروست ؟

آیاراه خروجی از بحران حاضر برایش متصور است ؟

رمز گشایی عبور از بحران های گذشته و آینده مجاهدین در کجاست؟

مقاله حاضر پاسخی است به شکل خیلی خلاصه به آنچه که ما منقدین سیاسی – ایدئولوژیک این جریان آن را بحران بی انتها در سازمان مجاهدین تلقی می کنیم.

سوال اول: اکنون سازمان مجاهدین با چه بحران هایی روبروست ؟

اصلی ترین بحران مجاهدین در حال حاضر بحران بقاست . در شرایط فعلی هیچکس حتی خود رهبران شناخته شده مجاهدین در پی سرنگونی حکومت تهران نیستند ، بلکه معضل ترین مشکل آنان این است که چگونه تشکیلات موجود در آلبانی را حفظ کنند.

سوال بعدی این است که خوب اگر مجاهدین باقیمانده و موجود به دلایل مشخص سیاسی – استراتژیک نمی توانند چیزی را سرنگون کنند پس چرا تا به این حد بدنبال نگاه داشتن باقیمانده نیروها با پذیرش انواع مشکلات در آلبانی هستند؟

بخاطر آنکه نیروهای موجود برای سازمان تولید پول و ثروت می کنند .حضور و تعداد آنان از این جهت مهم است که به هنگام معامله و کاسبکاری با بیگانگان ، بدرد میخورند و این تجربه ای است که مسعود و مریم از زمان حضور در عراق و کمک های میلیونی عراق بدست آورده اند . همان جایی که برای هر نفر تا ۲۰۰۰ دو هزار دلار ماهانه حق رزمندگی از حکومت عراق دریافت میکردند.

همین تجربه و عمل را هم الان نیروهای داعش- در سوریه و عراق – بکار میگیرند و با دریافت حقوق به قول خودشان در خدمت اسلام کذایی شان هستند.

سوال دوم : آیا راه خروجی از بحران حاضر برایش متصور است ؟

بله ، به نظر من تا زمانی که یک سکت مذهبی قادر باشد در محیطی بسته و بدور از هر نوع اطلاعات اعضای خود را محصور نگاه دارد ، قادر است با دادن اطلاعات شستشو شده و منتخب مغز اعضای خود را – مانیپولن- یعنی در علم روانشناسی- دستکاری -کرده و با جهت دادن خاص آنها را در کنترل خود و اهداف اش داشته باشد.

سالهاست که مسعود و مریم رجوی اعضای خود را نه به روش های سیاسی بلکه عمیقا با روش های روانشناسی و کنترل ذهن که در فرقه های خطرناک سیاسی و مذهبی رایج است ، به پیش میبرند و در این مسیر هر نوع ابرو ریزی سیاسی را به جان خریده اند و جایی هم که کارشان پیش نمی‌رود با خشن ترین روش ها آنرا به افراد حقنه میکنند .

به این دلیل است که هر منتقد خطوط امروز و دیروز مجاهدین عضو شبکه مخفی اطلاعات ایران معرفی میشود و دایره این نامگذاری از- مارتین آلبرایت وزیر امور خارجه سابق آمریکا – تا – تونی بلر نخست وزیر سابق انگلستان – را در بر میگیرد که توسط اطلاعات ایران قبلا عضو گیری شده اند.

این تصور ساخته شده و عجیب و قریب ، واقعیتی است که در متون و اطلاعیه ها و دست‌نوشته های رهبری این سازمان به وفور به چشم میخورد و آنچنان این گلیم تصورات مجاهدین ، نخ نما شده که خوشبختانه هیچ کس را فریب نداده و تنها و تنها مصرف داخلی برای اهداف مشخص داخلی دارد .

کمی جلوتر که میرویم سیاست ها و برنامه ریزی و حتی استراتژی های آنان روی همین تصورات واهی بنا شده و رهبری و اعضای آنان را فرسنگ ها از واقعیت موجود در جهان دور ساخته است . آنان بیشتر با افکاری که خودشان برای خودشان درست کرده و آنرا تکرار میکنند زندگی میکنند و دقیقا به همین دلیل که بر روی محور پارامترهای واقعی جهان امروز حرکت نمی کنند پشت سر هم اشتباه میکنند و برای هر اشتباهی هم صد البته دیگران و بخصوص جدا شدگان از این سازمان را مقصر میدانند.

سوال سوم : رمز گشایی عبور از بحران های گذشته و آینده مجاهدین در کجاست؟

در اینکه مجاهدین بواسطه حذف -دفتر سیاسی و سانترالیسم دمکراتیک – در سال ۱۳۶۱ تنها یک سال بعد از شورش مسلحانه و پذیرش و اعمال رهبر عقیدتی و اطاعت بی چون و چرا در سال ۱۳۶۳ – در عمل از یک سازمان سیاسی به یک فرقه و سکت مذهبی تبدیل شدند .

از همان روز بود که با الگو برداری از حکومت های چون کوبا با رهبری مستبدی چون فیدل کاسترو – حکومت حافظ اسد در سوریه و یا دیکتاتوری صدام حسین در عراق میتوان انتظار داشت که هیچ انشعاب یا تقسیمی در این مجموعه صورت نگیرد همچنان که اشاره کردم حکومت های توتالیتر و یا سکت های ایدیولوژیک معمولا رهبران مادالعمر دارند و تا زمانی که به مرگ طبیعی یا سقوط اجباری از کار برکنار نشوند خود را مالک و صاحب کشور و یا آن سازمان یا پدیده میدانند .

بنابراین با این نگاه آنچه در مجاهدین میگذرد اصلا احتیاج به هوش سرشاری ندارد که درک شود و به نوعی رمز گشایی گردد.

هنر در سازمان ها یا احزاب سیاسی در آن است که شما بتوانید خارج از روش های دیکتاتوری و یک سو نگر اهداف سیاسی را پیش ببرید وگر نه که در جنگل نیز شیر بواسطه قدرت ذاتی اش ادعای سلطان جنگل را دارد و کسی هم نمیتواند از او بگیرد .

بررسی موجود گزارش اجمالی بود از آنچه درون سیاه ترین سکت مذهبی تاریخ معاصر و مبتکر و مدعی اولین عملیات انتحاری در خاور میانه یعنی مجاهدین خلق میگذرد.

مریم رجوی در تیرانا آلبانی یا در فرانسه پاریس بدنبال حل همین بحران ها شب را روز و ، روزها را البته در منتهای خشونت های غیر انسانی و اجبارات تشکیلاتی همراه با شکنجه روانی که بر افراد خود اعمال میکند به شب میرساند.

میلاد آریایی، وبلاگ مزرعه خوبی ها، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۷