خانواده در محاهدین، دشمن شماره یک رجوی به حساب می آید

خانواده در محاهدین، دشمن شماره یک رجوی به حساب می آید

در سال هایی که در فرقه رجوی بودم، و به طور مشخص بعد از سرنگونی صدام حسین که خانواده ها می توانستند برای دیدار با فرزندان خودشان به عراق بیایند، مسعود رجوی در شروع با ترفندهای خودش از آمدن خانوادها برای هدف های خودش می خواست استفاده کند. ولی بعد از مدت کوتاهی خط فرقه رجوی ۱۸۰ درجه تغییر کرد و خانواده دشمن شماره یک رجوی شد.

همین شخص مسعود رجوی که در سال ۵۸ می گفت اگر دست مادری را شکستند نباید ساکت ماند، بعدا خودش با دروغ و ترفند افراد را وادار می کرد تا خانوادهای ما را در پشت حصارهای پادگان اشرف با سنگ و آهن پاره بزنند و مجروح کنند که خودم بارها شاهد آن بودم.

همین مسعود رجوی که یک روزی با فریب از خانواده ها دفاع می کرد، در عمل خانواده ها را دشمن اصلی می شناخت و دستور شکستن سر آنها را می داد. واقعیت این بود که رابطه خانوادگی ضد رابطه فرقه ای است.

من سالها اسیر فریب فرقه رجوی بودم و به طور مشخص در زمان صدام حسین مسعود رجوی برای خودش در عراق حکومتی داشت و نفس ما اسیران فرقه را بریده بود.

ولی بعد از صدام و باز شدن راه خانواده ها، رجوی بیش از پیش خانواده را دشمن ما عنوان می کرد و در عمل با خانواده های ما هر کاری خواست کرد.

خودم هر زمان این خاطره ها به یادم می آید از این کارها بسیار شرمنده می شوم. از سنگ باران خانواده ها تا بد دهانی ها که سر خانواده ها می کردند و انواع توهین ها و تهمت ها که نثار آنان می شد.

هدف مسعود رجوی این بود که ما در دام او اسیر باشیم، در صورتی که خانواده واقعی هر کس خوبی عزیز خودش را می خواهد که این هم یکی از جنایت ها و خیانت های مسعود رجوی هست که چه سال ها ما را از خانواده های خودمان قطع کرد.

الان هر لحظ آدم متوجه می شود که چه بر سر ما در فرقه رجوی آمد. از فریب و نیرنگ گرفته تا سرکوب و جنایت.

به امید روزی که دوستان اسیر در فرقه رجوی نجات پیدا کنند و بتوانند با خانواده های خودشان مرتبط گردند.

یادداشت از محمد علی قدرتی