درماندگی رحمان کریمی بر سر سازمان بعد از جریان اعتزاض های مردمی

درماندگی رحمان کریمی بر سر سازمان بعد از جریان اعتزاض های مردمی

بعد از اینکه در جریان اعتراض های مردمی سازمان خود را به آب اتیش زد ولی هیچ نتیجه‌ای نگرفت

وفهمیدند که کسی این سازمان را نمیشناسد وحتی نمیخواهند اسم او را ببرند یکی از مهره‌های

رجوی از فرط درماندگی ناچار به بازگو کردن حقانیت وحرفهای دل خودش شد که سازمان مجاهدین

را میتوان انکار کرد ولی حذف هرگز سازمان مجاهدین به لحاظ فیزیکی البته وجود دارندولی مهم

این است که آیا حمایتی دارند آیا به‌به لحاظ عقیده ورهبری نیز همینطور است وجود دارند یا خیر آیا

جایگاهی در میان مردم دارند آیا این سالیان کسی از این فرقه نامی برده است تنها خود سازمان

است که در سایتهایش یک تجمع بیست نفره را صد هزار اعلام میکند ومردم ایران را حامی

مقاومت میدانند اگر این‌گونه است خوب مردم ایران در این اعتراض ها  اسمی از این فرقه یا رهبری

آن میبردند اگر شما هم حامی این مردم بودید پولهای کلان را صرف استمرار تحریمهای ایران

نمیکردید بخاطر همین است که رحمان کریمی با زبان بی‌زبانی این را اعتراف میکند وبا چشمان

خود دید که چی شد پس این همه میگفتند مردم ایران وپایگاه اجتماعی پس چرا اسمی از این

سازمان نبود بله  درست حدس زده‌اید همینطور است این سازمان از روزی که به عراق آمد وبا

صدام حسین که دشمن مردم ایران بود بیعت کرد ووطن فروشی میکرد دیگر این سازمان هیچ

جایگاهی نداشت ونخواهد در آینده هم به دست آورد چون بقول خودشان این‌ها برای مردم ایران

مبارزه میکردند ولی از آن طرف با صدام علیه ایران ومردم ایران مبارزه میکردند پس آقای کریمی هم

خوب قضیه را فهمیده سازمانی که اسمی ازش نیست واورا به حساب نیاورده بودند یعنی نیست

یعنی وجود خارجی ندارد وبخاطر همین است که بیشتر نفراتش دارند از این سازمان جدا می‌شوند

وبه جایی نمیرسد حتی نفرات خودش هم به این ایمان آورده‌اند که سازمان هیچ برد سیاسی

وحتی اجتماعی هم در میان هیچ‌کس ندارد واینگونه دلسرد از این سازمان یاد میکنند البته این

حرف از زاویه قدرت نیست بلکه چیزی هست که نمود بیرونی دارد وبا چشمان خود می‌بینند شاید

بعضی‌ها فکر کنند این آقای کریمی از زاویه قدرت این سازمان این حرف را زده ولی نه چون از ترس

اینکه فردا مثل بقیه مارک مزدور یا بریده نخورد مجبور بودطوری حرف دلش را بزند که نه سیخ

بسوزد نه کباب

همایون کهزادی