مرده ها سخن میگویند!! اعتراضات مردمی و نان به نرخ روز مسعود رجوی

مرده ها سخن میگویند!! اعتراضات مردمی و نان به نرخ روز مسعود رجوی

مردم ایران از هر قومیتی صاحبان اصیل خاک ایران هستند. چه درست و یا چه غلط، آنها هستند که مقدرات ایران را رقم می زنند. آنها هستند که تعیین می کنند چه کسی قدرت حاکمیت را در دست داشته باشد و چه حکومتی در ایران حاکم باشد. همچنین، مردم ایران حق دارند که اعتراض کنند و به خیابان آمده و اعتراض خود را بیان کنند. طی یک ماه گذشته، اعتراضات گسترده ای در شهرهای مختلف ایران صورت گرفت و پایه و اساس آن گرانی و وضعیت بد اقتصادی است. واکنش های مختلفی در این میان وجود داشت. اما نکته جالب توجه این است که تظاهرات و یا همان اعتراضات به حق مردم در سراسر دنیا صورت می گیرد، حال پایه و اساس آن هر چه که باشد. در همین کشور آلمان، هر هفته اعتراض و راهپیمایی و یا تحصن وجود دارد. یکی از تظاهراتی که هر ساله صورت می گیرد، اعتراض به بانک اروپا است که من شخصاً هر ساله در این تظاهرات شرکت می کنم. سال قبل، این تظاهرات به خشونت کشید و من به یاد ندارم که شورای امنیت برای رسیدگی به این موضوع تشکیل جلسه داده باشد و یا پارلمان آمریکا و یا اروپا از آن حمایت کرده باشند. آیا آنها دلشان برای مردم ایران سوخته است یا این که رویای تاراج ایران را در سر دارند؟

حدود یک ماه پیش، روابط ایران و عربستان در اوج تشنج خود بود. اعراب با ساختن یک انیمیشن، نشان داده اند که مردم ایران با تظاهرات گسترده رژیم ایران را سرنگون کرده و با به دست داشتن عکس های سران عربستان سعودی، از آنها در میدان آزادی تهران استقبال کرده اند. گذشته از این که این طرح چقدر مسخره و چندش آور بود، مردم ایران چه مخالف دولت و یا چه موافق آن، هرگز عکس های زشت سران عربستان را در دست نمی گیرند. از طرفی، هم با روی کار آمدن دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا و آغاز خصومت با ایران، طرح سرنگونی رژیم ایران را در دستور کار خود قرار داد. البته این موضع جدیدی نیست که صاحبان قدرت در تلاش هستند که ایران را به مانند بسیاری دیگر از کشورها مانند عراق و سوریه، به آشوب و تجزیه بکشانند.

همواره گفته ام که مقدرات مردم ایران به آنها بستگی دارد و هر دخالت غیر ایرانی در هر نوع و در هر شکل و اساس، محکوم است و من از هر گونه اعتراض مردمی در ایران حمایت می کنم و حق قانونی آنها می دانم. اما در این میان، بسیار شرم آور است که عده ای میهن فروش و خائن برای آمریکایی ها دم تکان می دهند.

چگونه یک فرد خود را ایرانی می خواند، ولی برای دشمنان تاریخی مردم ایران دم تکان می دهد به عنوان نمونه، „نیکی هلی و دونالد ترامپ رهبران جنبش ایران“ این متن به همراه „ام او جی“ های قلب و گل و پرچم آمریکا، این متن خوشحالی یک به اصطلاح ایرانی در رابطه با اعتراضات مردمی است. یا یک ایرانی دیگر که ویدئوی تجمع در مقابل سفارت ایران را به من نشان می داد که شعار „مرگ بر روحانی“ را سر میداد. از او پرسیدم، مگر همین چند وقت پیش خودت نرفتی سفارت و به روحانی رای دادی، او گفت، ما تظاهرات کردیم تا دمکراسی را به ایران بیاوریم. پرسیدم، آیا معنی دمکراسی را می دانی؟ با توضیحاتی که داد، فهمیدم که معنی دمکراسی را نمی داند. گفتم، در کل دمکراسی یعنی انتخاباتی که مردم با رای مستقیم نماینده های خود را برای پارلمان و نخست وزیری و یا ریاست جمهوری انتخاب می کنند. گفتم، شاید حرف تو درست، حال فرض کنیم حکومت سرنگون شد، تو به چه کسی می خواهی رای بدهی، نهایتاً می خواهی چه کسی به قدرت برسد گفت „شاه“، گفتم می دانی که سلطنت یک نوع حکومت دیکتاتوری است و نه دمکراسی که در آن هیچ انتخاباتی وجود ندارد، نه پارلمان و نه ریاست جمهوری. گفت، نه رضا پهلوی گفته که در ایران انتخابات آزاد می گذارد. گفتم، او می خواهد به عنوان شاه به ایران بیاید. صحبت از انتخابات آزاد یک حرف مفت بیش نیست. گذشته از اعتراض مردم بخاطر نابسامانی اقتصادی که حق مردم ایران است، خارج از آن بقیه حرف ها یک سردگمی بیش نیست و بطور واقع مردم نمی دانند چه خواسته ای دارند.

این هم یک نمونه دیگر. این انقلاب در درون صورت گرفت و صدای ما به جهان صادر شد و فقط مانده که در بیرون کار تکمیل شود. بارها گفته ام که رهبر این جنبش دونالد ترامپ است و باقی همه کارمندان و کارگران او هستند. تا وقتی او هست، امید داشته باشید که پیروز میشوید.

خودتان قضاوت کنید که یک ایرانی رهبر خود را دونالد ترامپ! می داند.

حال به مردگانی می پردازم که دوباره زنده شده و صحبت می کنند. مرحوم اول مسعود رجوی که خبر مرگ او در مهمترین جلسه سالانه مجاهدین مطرح شد، طی یک سال گذشته خبری از او نبود. اما اکنون که اعتراضات عمومی گسترش پیدا کرده است، این مرده سر از خاک بیرون آورده و با حرف های بی ربط و تحلیل های آبکی می خواهد خود را رهبر این اعتراض ها نشان بدهد. مسعود رجوی، به عنوان یک فرصت طلب، شرایط را مساعد دیده و خود را نشان داده است. البته این اولین باری نیست که مسعود رجوی دنباله روی حرکت های اعتراضی مردم بود. او حتی به عضو خودش هم خیانت کرده و بارها و بارها از صحنه جنگ فرار کرده تا جان خودش را نجات بدهد. او بارها و بارها نفرات خودش را در معامله های خیانت بار، از جان و عمر اعضای خود مایه گذاشه است. بی شک، این فرد خیانت پیشه هرگز دلش برای مردم و سرزمین ایران نسوخته است. تنها چیزی که در این میان برای او مطرح است، بهره گیری از شرایط حاضر است.

از طرفی هم شاهزاده رضا پهلوی هم بسیار فعال شده و بوی کباب شنیده است. او طی 40 سال گذشته با پول که از پدرش برای او باقی مانده(30 میلیارد دلاری که شاه هنگام فرار از ایران با خود برد) تا کنون حتی یک دلار هم در راه مبارزه با رژیم ایران نپرداخته است. فردی که با پول دزدی زندگی شاهانه خود را سپری کرده است، چه انتظاری است که اگر به قدرت برسد، برای مردم ایران دلسوزی بکند. او در صحبت های اخیرش سران حکومت ایران را به دزدی و بی کفایتی در امور اقتصادی محکوم کرد. سئوال اینجا است که آقای شاه زاده! مگر خانواده شما 40 سال پیش 30 میلیارد دلار از مردم ایران دزدی نکرد؟ آیا تا به حال به این دزدی بزرگ اشاره کرده ای، معلوم است که نه.

اعتراض و خواهان تغییر حکومت و قانون اساسی، اعتراض به وضعیت اقتصادی و بیکاری و هر نوع اعتراض دیگر، حق مردم ایران است و من از آن حمایت می کنم. ولی هرگز اجازه نمی دهم که خائنین و وطن فروش ها و دزدها بر میهنم ایران، حکومت بکنند.

کریم غلامی، ایران فانوس، 12.01.2018