مرگ جابرزاده،را بهانه کردنند تا مرگ مسعود رجوی را لاپوشانی کنند

مرگ جابرزاده،را بهانه کردنند تا مرگ مسعود رجوی را لاپوشانی کنند
خانم مریم رجوی فکر نمی کنید که دگر زمان قدیم نیست و نمی توانید به راحتی دروغ بگوید چون جداشدگان دستت را رو می کنند

چند روز پیش جابرزاده یکی از مسئولین قدیمی و سابقه دار مجاهدین درگذشت، خود شخصآ با جابرزاده برخوردی در تشکیلات نداشتم، تنها برخورد ما روزی بود که نسرین مرا به اتاق کار خود صدا کرد تا در حضور زنان شورای رهبری مثلآ تایین تکلیف کند یا بهتر بگوییم مرا از اخراج بترساند، اما قبل از اجرای سناریو توسط نسرین، گفتم میخواهم برم و نمی خواهم در سازمانتان بمانم، محمود عطائی و جابرزاده هم حضور داشتند، واقعیت این بود که نسرین می خواست با اعلام اخراج مرا بترساند، اما وقتی من زودتر رفتنم را بیان کردم گیج و منگ ماند، در اینجا جابرزاده وارد بحث شد و پیشنهاد داد که در گوشه ای از اردوگاه اشرف یک تعمیرگاه ماشین به من بدهند و من هم داخل مناسبات نشوم، یعنی کاری به کارم نداشته باشند من هم به آنان کاری نداشته باشم،نسرین که بازی را باخته بود با صورتی سرخ پاسخ داد،خودش می داند،همین برخورد را داشتیم و بس، اما تلاش جابرزاده این بود که از سازمان جدا نشوم چون خوب می دانست و بهتر نسرین می دانست که برای سازمان خوب نخواهد شد، حرفی که در همان اتاق چند لحضه بعد نسرین به من گفت، که خروج تو برای سازمان خوب نیست.

با مرگ جابرزاده مجاهدین در فضای مجازی هیاهو براه انداختند و پشت سرهم اطلاعیه صادر کردند و دست به چاپ پیام های تسلیتی زده که گوئی از سرتاسر دنیا به آنان ارسال گشته، و تلاش کردند تا مرگ او را بزرگنمائی کنند، در حالیکه قبل اینها سازمان با چنین رویدادهائی بارها مواجه شده،اما به این صورت دست بکار راه اندازی چنین کارزاری نشده بود، اگر چه همیشه در سازمان مراسم مرگ افراد پایینی با مرگ کاردها تفاوت داشته، همیشه وقتی کسی از بچه های پایینی فوت می کرد چنان مراسمی در پی نداشت.

مرگ جابر زاده در زمان خاصی اتفاق افتاده، منظورم این است که جابرزاده در زمانی فوت کرد که سازمان هنوز در رابطه با مرگ مسعود رجوی سکوت کرده و از جواب سریع شانه خالی میکند، البته برای عموم روشن است که مسعود رجوی مرده، و جای هیچگونه ابهامی هم وجود ندارد، نظر شخصی خودم این است که مسعود رجوی درعربستان مرده و همانجا در جوار ارباب جدید هم دفن شده، اما چرا مریم رجوی مرگ جابرزاده را به یک مرده تسلیت می گوید؟ پاسخ البته روشن است، مریم رجوی با این کار تلاش دارد تا به افراد در بند که در آلبانی گرفتار هستند بقبولاند که مسعود زنده است و با تحمیل این دروغ بزرگ از فروپاشی تشکیلات لرزان و پوسیده که از همان مسعود به ارث برده جلوگیری کند.

اما این ترفند در درون تشکیلات امروز پس از گذشت سالیان افشاگری اعضای جدا شده و روی آب افتادن دروغهای بیشمار سازمان که سالیان وعده داد و هیچدام عملی نشد ترفندی لو رفته است و تمام نفرات حاضر در آلبانی بخوبی به این موضوع واقف هستند.

ترکی الفیصل رئیس سابق سازمان امنیت عربستان که از خاندان ال سعود هم هست بدون هیچ مکثی در تجمع مجاهدین در پاریس و در برابر تمام شرکت کنندگان که اتفاقآ چند تن از جنگ طلبان امریکا هم حضور داشتند مرگ مسعود رجوی را اعلام کرد و خبرگزاری ها هم بطور گسترده آنرا انعکاس دادند، معمولآ چنین اشخاصی وقتی به جائی دعوت می شوند که سخنرانی کنند، متن سخنرانی آنان بارها توشط مشاورینشان چک و کنترل میشود، پس نمی توان آنرا اشتباه تلقی کرد و برای همین خاطر هم تا مدتی سازمان با تمامیت خود سردرگم و گیج بود و تا کنون هم در این رابطه ابهام زدائی نکرده، حالا برای رد گم کردن این ترفند را بکار می برد که مرگ کادرهایش را به یک مرده تسلیت می گوید، پس یادتان نرود صد در صد عید نوروز را هم به مسعود نیست در جهان تبریک بگوئید.

سئوال اینجاست که آیا این فرار به جلوهای مریم رجوی و با بکار بردن ترفندهائی از این نوع بیش از پیش و بطور ناخاسته مهر تآیید بر مرگ مسعود رجوی نیست؟

دوستان ما در آلبانی که هنوز گرفتار دروغ و دغل بازی های سازمان و سران آن هستند بدانند و آگاه باشند، رهبرانی که با نیرو و اعضای خود روراست نیستند و در چند دهه اخیر تمامآ با دروغ و خقه بازی و سشتشوی مغزی توانسته اند تشکیلات خود را حفظ کنند چگونه می توانند با مردم عادی جامعه روراست و خالص باشند،سرانی که رفتار غیر انسانی با پدران و مادران سالخورده شما در ورودی اردوگاه اشرف داشنتد و آنان را که برای دیدار شما با روی گشاده و آغوش باز آمده بودند به تیر و کمان و سنگ می بستند آیا اگر در قدرت باشند مردم عادی را به دلیل اعتراضات و ووو مسائل اجتماعی به گلوله نمی بندند؟ حتمآ این کار را خواهند کرد.

یکی از بزرگترین دروغ های رجوی که همیشه برای ترساندن افراد در تشکیلات بکار می برد این بود که می گفت اگر از مناسبات خارج شوید در جامعه فاسد خواهید شد، این حرف را دقیقآ حسن ابریشمچی و قدرت حیدری به خود من هم گفته اند، اما امروز به شکر خدا نه تنها فاسد نشدم بلکه همراه با خانواده و فرزندانم زندگی شیرینی هم دارم و از زندگی خود با بودن فرزندانم لذت می برم، افرادی که در بند و گرفتار در آلبانی بیخود و بی جهت زندگی خود را فنای این سازمان و سران آنان کرده اند لااقل دراین مقطع بخود بیایند و با ترک تشکیلات بی حاصل زندگی تازه ای را آغاز کنند، شما در عراق نیستید و کسی امروز نمی تواند بر سرنوشت شما چیره شود، این اجازه را دیگر به دروغگویانی که جوانی شما را در بیابانهای عراق به باد دادند ندهید و خود را هر چه سریعتر از تارهای عنکبوتی نجات دهید، واقعیت این است اگر شما سران سازمان را تحت فشار قرار دهید آنان اجبارآ به مرگ مسعود اعتراف خواهند کرد آنوقت خواهید دید که حق با ماست.

ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و یکم فوریه ۲۰۱۷: