مریم رجوى و بحران تشکیلاتى در آلبانى

مریم رجوى و بحران تشکیلاتى در آلبانى

وضعیت تشکیلات فرقه رجوى در آلبانى به نقطه بحرانى و فروپاشى کامل رسیده است و سران و رهبرى این فرقه و از جمله خود مریم رجوى را به هراس انداخته است تا جایى که بریدگى و جدایى از تشکیلات در این روزها شدت پیدا کرده و اعتراضات و نارضایتى افراد بالا گرفته است. بر  اساس گفته دوستانى که تازه از سازمان جدا شده اند، ولى هنوز بعلت وابستگى مالى به فرقه نمی توانند علناً صداى خود را به بیرون برسانند. مریم رجوى و اعضاى ارشد شوراى به اصطلاح رهبرى که همگى زن هستند و همچنین پادوهاى حلقه بگوش آنها برادران به اصطلاح مسئول، همه و همه بسیج شده اند تا شاید مرحمى بر این زخم چرکین که می رود تا تار و پود تشکیلات را از هم بگسلد و فروپاشى تشکیلات را نوید دهد، بگذارند و با تشکیل نشستهاى ایدئولوژیکى – سیاسى، جلوى ریزش و فروپاشى را موقتاً سد نمایند و با ربط دادن بحران بین آمریکا و ایران و وعده جرقه و جنگ بین ایران و آمریکا، می خواهند امید به تشکیلات تزریق نمایند، اما آنچه که از درون تشکیلات بیرون می زند، وضعیت خیلى بحرانى تر از این حرفهاست که مریم رجوى و سرانش در نبود مسعود رجوى بتوانند همانند او، غائله نارضایتى و تناقضات بى پایان تشکیلات را با نشستهاى سیاسى – ایدئولوژیکى، با توسل به فریب و ریا در شستشوى مغزى افراد به سرانجامى برسانند و این بحران را مرحمى نهند. جدا شده هاى از تشکیلات با توجه به تجربیات شان یادآورى کرده بودند که رجوى فقط در عراق و با زور و شکنجه و آنهم زیر چتر استخبارات صدام و بعث، می توانست نارضایتی ها و مخالفتهاى درون تشکیلات را در دم خفه و سرکوب نماید و افراد مجبور بودند که افاضات رجوى را در ظاهر بپذیرند چرا که کسى نمی خواست الکى جان خودش را از دست بدهد و در دستگاه کشتار و شکنجه مسعود رجوى، به نیستى تن دهد و یا روانى در زیر فشارهاى طاقت فرساى بعد از مخالفت ها شود، لذا مجبور بودند که خود را با نشستها و خواسته هاى رجوى طراز کنند و تطبیق دهند، اما الان که تشکیلات از عراق اخراج شده و دیگر اهرمهاى سرکوب و حمایتهاى بعث و استخبارات عراق نیست  و جو خفقان و پلیسى  نیز در آلبانى به آنصورت که در اشرف وجود داشت، میسر نخواهد بود و نمیشود به آن صورت  در تشکیلات پیاده کرد، بنابر این افراد کم کم به خود آمده و از خواب غفلت بیدار شده و دیگر نمیخواهند مثل گذشته چماق فریب و سرکوب بالاى سر خود داشته باشند. از اینرو رجوى با یک  روش و فریب غیر انسانى و شیادانه دیگر و با زد و بند با کمیساریا و تعهد و امضاء از تک تک افرادى که جدا میشوند، براى دریافت حقوق ناچیز پناهندگى به فرقه بسط دادند و اگر کسى بخواهد در بیرون از تشکیلات صدایش بر علیه جور و ستم سران باز شود، سریعا حقوق پناهندگى فرد یا افراد را قطع کرده و این بیچاره ها از ترس آن اجباراً وابسته به تشکیلات شده اند و حتى بعضى از آنها از داخل ایران و از خانواده خود درخواست پول و حمایت کرده اند که این هم با توجه به مشکل داد و ستد مالى ایران با کشورهاى اروپایى، چنین رد و بدل پول مشکل است.

لذا یک توصیه و پیشنهاد به تک تک خانواده هاى عزیز و بزرگوار اسرا بخصوص جدا شده هاى آلبانى دارم که از خود همت نشان داده و براى زندگى بهتر عزیزانشان و کمک در انتقال به کشورى بهتر از آلبانى، کمک کار و یار عزیزان خود باشند و مشکل مالى شان را برطرف کرده تا محتاج تشکیلات رجوى نباشند و همچنان زیر سیطره تشکیلات قرار داشته باشند و زندگى و تشکیل خانواده برایشان مقدور نباشد. رجوى هم همین را میخواهد که حتى یک روز بیشتر افراد جدا شده  آلبانى در بلاتکلیفى مالى قرار داشته و نتوانند به زندگى عادى برگردند.

خانواده هایى هم  که هنوز  عزیزانشان موفق به جدایى از فرقه نشده اند، باید تلاش مضاعف داشته باشند و فشارهاى خود را به تشکیلات در آلبانى شدت ببخشند و براى دیدار عزیزانشان در آلبانى اقدام کنند، مشکل گرفتن ویزا نباید مانع از دیدار با عزیزانتان باشد، چرا که تنها روزنه امید افراد در زنجیر تشکیلات فقط و فقط عاطفه خانواده و عزیزانشان است که میتواند به آنها روحیه مجدد و میل به زندگى عادى را باز گرداند.

نکته آخرم، جهت یادآورى به سران رجوى است که هنوز هم پند نگرفته و همچنان به جنایات خود در حق اعضاء ادامه میدهند. شما خوب میدانید که در نبود مسعود رجوی، تشکیلات دیگر دوام نخواهد آورد آنهم در بورژوازى که خود رجوى سالها قبل به آن إذعان کرد، بیخود چاه جنایاتتان را عمیق تر نکنید، دیگر نوش دارو بعد از مرگ سهراب بی فایده است. رهبر مفقود و گور به گور شده و یا به سوراخ موش از ترس جانش خزیده، اگر ذره اى انسانیت داشت و یا شما رهروانش یک ذره خصلت انسانى در وجودتان بود، براى تداوم این حیات خفت بارتان چنین حتى در واپسین ایام فروپاشى تشکیلات هم دست از جنایت و فریب بر نمی دارید و میخواهید تشکیلات را سر پا نگهدارید. اما دیگر دیر است و نمی شود. بر شما نوید فروپاشى تشکیلاتتان است و از این به بعد بدروید آنچه را که کاشته بودید. هر نفرى که از تشکیلات جدا میشود، تیرى است بر فرق تک تک شما و بخصوص مریم خانمتان که میدانم این روزها حال زارى دارد، شما را نوید میدهم به روزى که به جنایاتتان در آینده نزدیک در محضر عدالت ملت ایران رسیدگى شود. آن روز دور نیست.

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۷: