چرا مجاهدین تکلیف مسعود را روشن نمی کنند ؟

چرا مجاهدین تکلیف مسعود را روشن نمی کنند ؟

پس از اعلام خبر مرگ مسعود رجوی توسط شاهزاده‌ی سعودی ، ترکی الفیصل ، تحلیل های مختلفی در مورد سرنوشت مسعود از سوی طیف گسترده‌ی کسانی که با مسائل فرقه‌ی رجوی به هر صورت و از هر موضعی درگیر هستند ارائه می شد .

در این میان و با توجه به اینکه پرسش های بی پاسخ بسیاری برای منتقدین ، مخالفین و طبعا اعضا و هواداران فرقه پیش آمده بود ، انتظار می رفت که در این باره از سوی فرقه و به طور خاص شخص خانم رجوی توضیحاتی جهت روشن شدن موضوع ارائه شود و حتی اگر بنا بر روال جاری عدم پاسخگویی به بیرون از خود ، قرار بر اعلام بیرونی این توضیحات نمی بود و مجاهدین کماکان همانند تمام این سالیان ، بیرون از خود را را در جایگاهی نمی دیدند که نیاز به پاسخگویی داشته باشند ، اما برای حل کردن تناقضات درون تشکیلاتی پیش آمده در اثر این موضوع می بایست برای اعضا و هواداران خود درستی و نادرستی خبر مرگ مسعود را روشن می کردند .

واقعیت این است که طیف افراد و جریان های منتقد فرقه‌ی رجوی با توجه به شناخت علمی وعمیقی که ازماهیت و کارکرد سیستم این فرقه دارند انتظار شفاف سازی از سوی فرقه را پیشاپیش منتفی میدانستند اما این بار اهمیت موضوع و ربط آن به هست و نیست مجاهدین و نیز نحوه‌ی اعلام آن ، این انتظار را به وجود می آورد که مجاهدین تکلیف مسعود را حداقل در درون تشکیلات خود روشن کنند .

چندی پیش و با فوت محمدعلی جابرزاده از اعضای ارشد تشکیلات فرقه که به نوعی دست راست مسعود و یار غار او محسوب می شد باز هم انتظار این بود که اگر مسعود رجوی زنده است باز هم حداقل برای نیروهای درون تشکیلات به این مناسبت پیامی بدهد . اکنون و با گذشت مدتی از این موضوع می بینیم که نه تنها خبری از مسعود نشده که حتی مریم رجوی نیز در مراسم خاکسپاری جابرزاده شرکت نمی کند ، مریمی که برای درگذشت حامیان خارجی فرقه با حضور خود مراسم می گرفت ، این بار به پیامی کوتاه بسنده کرده و ترجیح داده است که خود را در خاکسپاری جابرزاده آفتابی نکند .

روشن است که حضور مریم در این مراسم و عدم ارسال پیامی از زنده یا مرده‌ی مسعود بازهم پرسش های بیشتری را در ذهن نیروهای همراه و حامی مجاهدین ایجاد می کرد که طبعا مریم پاسخ روشنی برای آن ندارد یا نمی خواهد داشته باشد .

اما مسئله اینجاست که چرا مجاهدین و دستگاه رهبری کننده‌ی کنونی آن اینچنین در سردرگمی قرار دارند و با عدم توجه به فضای مبهمی که حول مسعود و سرنوشت او پیش آمده است خود را به نفهمیدن زده و حتی در درون تشکیلات نیز با امنیتی کردن موضوع سعی در دور زدن ابهامات و تناقضات ذهن اعضای خود دارند . مسئولین فرقه طبعا و بهتر از هر کسی می دانند که با عدم پاسخگویی این تناقضات از بین نرفته و بلکه مضاعف می گردد .

پاسخگو نبودن فرقه یکی از ویژگی های آن است ، مجاهدین نه فقط جریان های سیاسی بیرون از خود و نه فقط خلق قهرمان ! بلکه اعضای تشکیلاتی خود را نیز نامحرم و غریبه می پندارند و اصول نیازی به شفاف سازی موضوعات و اعلام صریح مواضع خود نمی بینند هرچند در این مورد مشخص یعنی سرنوشت مسعود مسئله اینجاست که پس از اخراج از عراق و با توجه به اینکه رجوی تمام اشتباهات و انحرافات پس از آمدن به عراق از جمله مسئله انقلاب ایدئولوژیک درونی و طلاق های دسته جمعی ، جداسازی کودکان از والدین شان و فرستادن آنها به اروپا و آمریکا ، تصفیه حساب های درونی و هزاران اشتباه دیگر که هیچگاه نقدی بر آنها صورت نگرفت را با حضور بدنه تشکیلات در عراق توجیه کرده و با این استدلال که ارتش آزادیبخش تنها راه سرنگونی رژیم ایران است و باقی ماندن این نیرو در ظرف عراق دلیلی بر حقانیت خط و خطوط اتخاذ شده است ، هر صدای نارضایتی و انتقاد را در درون تشکیلات سرکوب می کرد اینک و با اخراج فرقه رجوی در عراق و در حالی که از مرده و یا زنده رجوی هیچ خبری نیست ، سؤال های فراوانی در پیش روی رهبری این جریان قرار دارد که هیچ کس قادر به پاسخگویی به آنها نیست .

از سویی نامعلوم بودن موقعیت مجاهدین در معادلات سیاسی، بی اعتباری این گروه، دست نیافتن به اهداف کوتاه مدت ضروری که بدون رسیدن به آن، امکان ادامه حیات این جریان دشوار و تقریباً غیرممکن شده است و از سوی دیگر وضعیت مبهم تشکیلاتی که عوامل درونی و بیرونی، چشم انداز تیره و تاری را برای آن رقم زده است و عملاً موجودیت تشکیلات سازمان یافته نظامی پیش از این را حتی از منظر رهبری مجاهدین محال و غیرممکن ساخته است بر دامنه بحران های پیشروی فرقه رجوی افزوده است .

در نبود رجوی و موج فراگیر ریزش نیرویی در فرقه ، آینده ای جز فروپاشی ایدئولوژیک و تشکیلاتی برای این جریان متصور نیست و دریغ خونهایی است که در این راه ریخته شد و فدای توهم ، خودخواهی و تمامیت طلبی رجوی گردید .

اما سران فرقه به خوبی می دانند که تعیین تکلیف کردن وضعیت مسعود نمی تواند تا ابد ادامه داشته باشد ، رجوی نمی تواند با مخفی شدن و به غیبت رفتن از زیر بار مسئولیت اشتباهات سهمگین سالیان رهبری خود بر فرقه شانه خالی کند و روزی اگر در دادگاهی صالحه به اتهاماتش رسیدگی نشود امروز در دادگاه همان خلق قهرمان ، خائنی بیش نیست .

شهروز تاج بخش، وبلاگ مجاهد، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۷